رفتار همسرم
با سلام و خسته نباشید من 7 ساله که ازدواج کردم و یه دختر 3 ساله دارم و کارمندم تا ساعت 4 بیرونم و بعد از اومدن درگیر کار خونه و بچه داری و سعی میکنم برا همسرم هم کم نذارم و خیلی برا زندگیم تلاش میکنم و تموم درامدم هم در اختیار همسرمه و چون کارمند بانکه از تموم خریدام خبر داره و کنترل میکنه و اینکه ب...
جاری بد جنس
من یک جاری دارم که خیلی با سیاست و بدجنس هست. ایشون در حضور همسرم و خانواده همسرم خیلی خوب با من برخورد میکنند ولی به محض اینکه مرا تنها گیر بیاورند بسیار بد با من برخورد میکنند و حرفهایی از روی غرض میزنند که دل مرا واقعا میشکند و این باعث میشود من از ایشان متنفر شوم. من بر خلاف ایشان باطن و ظاهرم ی...
سردرگمی
باسلام و عرض خسته نباشیداینجانب جوانی20ساله علاقه شدیدی به فردی در فامیل دارم از کودکی با هم بوده ایم.او از من دوسال کوچکتراست.برم سراصل مطلباز اینکه مداوم براش خواستگار میاد ترس برم داشت و من چند شب پیش با پیام از احساسی که به او دارم باهاش درمیان گذاشتم و او در جواب رفتار غیر عادی نداشت و یکم سرد ...
ناآگاهی ازدواج
سلام وخسته نباشید.من پسری هستم 21 ساله.معاف از سربازی و دانشجوی ترم 4 کارشناسی، یک ترم دیگه درسم تموم میشه. خانوادم 4نفره هستش و علاقه ی زیادی دارن که من ازدواج کنم.به لطف خدا پدری دارم که هم ماشین و هم یک طبقه ی همین خونه ای که داخلش ساکن هستیم رو در اختیار من گذاشته و میگه تا وقتی که کارنداری و در...
از ازدواجم پشیمون
من وشوهرم داخل سایت همسریابی اشناشدیم.قبل نامزدیمون گفت من ماشین دارم و بعداز یک سال مستاجری خونه میخریم و….یعنی همه چیز عالی تعریف شده بود.من هرچی میگفتم براش جواب داشت.اما الان یک سال گذشته نه ماشینی نه خونه ای نه پس اندازی ..تازه بداخلاق هم شده.من اینطور زندگی رو نمیخواستم.اخلاق و برخوردش خوب بود...
از ازدواجم پشیمون
من وشوهرم داخل سایت همسریابی اشناشدیم.قبل نامزدیمون گفت من ماشین دارم و بعداز یک سال مستاجری خونه میخریم و….یعنی همه چیز عالی تعریف شده بود.من هرچی میگفتم براش جواب داشت.اما الان یک سال گذشته نه ماشینی نه خونه ای نه پس اندازی ..تازه بداخلاق هم شده.من اینطور زندگی رو نمیخواستم.اخلاق و برخوردش خوب بود...
از ازدواجم پشیمون
من وشوهرم داخل سایت همسریابی اشناشدیم.قبل نامزدیمون گفت من ماشین دارم و بعداز یک سال مستاجری خونه میخریم و….یعنی همه چیز عالی تعریف شده بود.من هرچی میگفتم براش جواب داشت.اما الان یک سال گذشته نه ماشینی نه خونه ای نه پس اندازی ..تازه بداخلاق هم شده.من اینطور زندگی رو نمیخواستم.اخلاق و برخوردش خوب بود...
ناآگاهی ازدواج
سلام وخسته نباشید.من پسری هستم 21 ساله.معاف از سربازی و دانشجوی ترم 4 کارشناسی، یک ترم دیگه درسم تموم میشه. خانوادم 4نفره هستش و علاقه ی زیادی دارن که من ازدواج کنم.به لطف خدا پدری دارم که هم ماشین و هم یک طبقه ی همین خونه ای که داخلش ساکن هستیم رو در اختیار من گذاشته و میگه تا وقتی که کارنداری و در...
سئوال
باسلام و عرض خسته نباشیداینجانب جوانی20ساله علاقه شدیدی به فردی در فامیل دارم از کودکی با هم بوده ایم.او از من دوسال کوچکتراست.برم سراصل مطلباز اینکه مداوم براش خواستگار میاد ترس برم داشت و من چند شب پیش با پیام از احساسی که به او دارم باهاش درمیان گذاشتم و او در جواب رفتار غیر عادی نداشت و یکم سرد ...
سردرگمی
باسلام و عرض خسته نباشیداینجانب جوانی20ساله علاقه شدیدی به فردی در فامیل دارم از کودکی با هم بوده ایم.او از من دوسال کوچکتراست.برم سراصل مطلباز اینکه مداوم براش خواستگار میاد ترس برم داشت و من چند شب پیش با پیام از احساسی که به او دارم باهاش درمیان گذاشتم و او در جواب رفتار غیر عادی نداشت و یکم سرد ...
سردرگمی
باسلام و عرض خسته نباشیداینجانب جوانی20ساله علاقه شدیدی به فردی در فامیل دارم از کودکی با هم بوده ایم.او از من دوسال کوچکتراست.برم سراصل مطلباز اینکه مداوم براش خواستگار میاد ترس برم داشت و من چند شب پیش با پیام از احساسی که به او دارم باهاش درمیان گذاشتم و او در جواب رفتار غیر عادی نداشت و یکم سرد ...
سئوال
باسلام و عرض خسته نباشیداینجانب جوانی20ساله علاقه شدیدی به فردی در فامیل دارم از کودکی با هم بوده ایم.او از من دوسال کوچکتراست.برم سراصل مطلباز اینکه مداوم براش خواستگار میاد ترس برم داشت و من چند شب پیش با پیام از احساسی که به او دارم باهاش درمیان گذاشتم و او در جواب رفتار غیر عادی نداشت و یکم سرد ...
سردرگمی
باسلام و عرض خسته نباشیداینجانب جوانی20ساله علاقه شدیدی به فردی در فامیل دارم از کودکی با هم بوده ایم.او از من دوسال کوچکتراست.برم سراصل مطلباز اینکه مداوم براش خواستگار میاد ترس برم داشت و من چند شب پیش با پیام از احساسی که به او دارم باهاش درمیان گذاشتم و او در جواب رفتار غیر عادی نداشت و یکم سرد ...
سردرگمی
باسلام و عرض خسته نباشیداینجانب جوانی20ساله علاقه شدیدی به فردی در فامیل دارم از کودکی با هم بوده ایم.او از من دوسال کوچکتراست.برم سراصل مطلباز اینکه مداوم براش خواستگار میاد ترس برم داشت و من چند شب پیش با پیام از احساسی که به او دارم باهاش درمیان گذاشتم و او در جواب رفتار غیر عادی نداشت و یکم سرد ...
مشاوره قبل ازدواج
سلام، دختری 25 ساله هستم که یک سال هست از دانشگاه فارغ التحصیل شدم. در مدت دانشگاه با یکی از ترم بالاییام آشنا شدم و ایشون زودتر از من تموم کردن و وارد بازار کار شدن. بعد اینکه من درسم تموم شد تصمیم گرفتن بیان خواستگاری. پدر من سنی هستن و من این موضوعو از روز اول با ایشون مطرح کرده بودم وایشون گفته ...
جاری بد جنس
من یک جاری دارم که خیلی با سیاست و بدجنس هست. ایشون در حضور همسرم و خانواده همسرم خیلی خوب با من برخورد میکنند ولی به محض اینکه مرا تنها گیر بیاورند بسیار بد با من برخورد میکنند و حرفهایی از روی غرض میزنند که دل مرا واقعا میشکند و این باعث میشود من از ایشان متنفر شوم. من بر خلاف ایشان باطن و ظاهرم ی...
رفتار همسر
سلام من نه ماهه نامزد کردم و همسرم خارج از کشور زندگی میکنه و ارتباطمون فقط از طریق تماس و پیامه ،ایشون مشکلی دارن و اون اینکه برای حرفام ارزش قائل نیست . به حالت شوخی و مسخره جواب خواسته ها و حرفامو میده و اگر خواسته ای داشته باشم اونقد امروز و فردا میکنه که پشیمون میشم ار گفتنش و خواسته ام و اخر س...
علل پنهان در یک رفتار غیر عادی
با سلام .ممکنه لطفا من را راهنمایی بفرمایید.من 30 سالمه و دانشجوی ارشد هستم و چند روز هستبا آقایی 34 ساله دانشجوی دکترا آشنا شده ام.و این اقا در اولین صحبت تلفنی و همینطور صحبتهای بعدی در مورد نوع و رنگ پوشش من با جزییات و حساسیت خاصی سوالاتی را مطرح کردند،بعد از اظهار تعجب من از این موضوع ،گفتند که...
خود ارضاییی
من دختری 17 ساله هستم من در فامیل پسری به نام سعید داریم به او علاقه مند شدم و به او گفتم او هم همینطور بود عشق دوطرفهبهد گفتن من او سعی میکرد به من نزدیک بشه منم خوشحال بودمدیدم او دارد سعی میکند بدنش را به بچسباند منم دوست داشتماین رابطه ادامه داشت تا وقتیی پدر و مادر به یک سفر رفتند ومرا به خانه ...
دوری عشق
من دختری 17 ساله هستممن در دوران راهنماییم عاشق پسری که یک سال ازمن بزرگتر بود شدم این دوطرفه بود هر روز همدیگر را میدیدیم و با هم حرف میزدیم تا این که من مجبور به رفتن از ان مدرسه شدم به طور عجیبی دیگر نمی توانستم او را ببینم بعد از ان موقع خیلی فکرم شلوغ بود و افسر ده شدم و نمی توانم او را فراموش ...