خرید بک لینک

با سلام
دختری 30 ساله هستم و مجرد که یک خواهر بزرگتر از خودم و یک برادر کوچکتر از خودم دارم.مادری فوق العاده روشنفکر و مقتدر و تحصیلکرده دارم ولی متاسفانه پدرم خیلی تعصبی و شکاک و خیلی زیاد عصبی و پرخاشگر هست.به دلیل این رفتار پدرم خیلی از موقعیت های ازدواج، تحصیل و شغلی را از دست دادم اما خیلی تلاش کردم تا بتوانم به خواسته های خودم برسم.و الان مشغول مار هستم و لیسانس هم در رشته مهندسی شیمی دارم.مشکل اصلیه ما با رفتار پدرم هست که بسیار مشکل ساز شده.قبلا مشاوره بردیم و فقط با داروهایی که می دادن زیاد میخوابید و تاثیری در رفتارش نداشت و به حرف مشاور گوش نمیداد و مشاور تشخیص دادن که دچار افسردگی هست و فکر میکنه کسی در خانه به او توجه نمیکنه البته همین طور هست چون خیلی زیاد بهانه میگیره و عصبی میشه و اصلا منطقی نیست دوست نداریم با او صحبت کنیم.و کمتر کنارش میشینیم بیشتر برای دیدن فیلم یا سریال.خیلی زیاد حرف میزنه و هرچیزی رو چندین بار برای تاکیید تکرار میکنه.اگر از کاری خوشمان نیاد و بهش بگیم انجامش نده بیشتر لجبازی میکنه و انجام میده به شدت به مادرم وابسته هست و اجازه نمیده که مادرم به تنهایی جایی بره و حتی خودش هم به تنهایی جایی نمیره و مدام میترسه که به خاطره مشکل قلبی که داره حالش بد بشه و کسی به نباشه بهش کمک کنه و فوت کنه به شدت از مرگ میترسه و فکر میکنه اگه داروهاش رو به موقع بخوره و مادرم کنارش باشه دیگه هیچ اتفاقی براش نمیافته.این رفتارش باعث شده تمام تفریحات و آزادی از مادرم و ما گرفته بشه.متاسفانه به دلیل داد و بیدادی که داره نمیشه هیچ اعتراضی کنیم و حرفی بزنیم.من هم که اگه حرفی میزنم و سعی میکنم متوجه اشتباهش کنم با فریاد میگه یا ساکت میشی یا میزنمت.فحش زیاد میده.قبلا زیاد دست بزن داشت و وسائل رو میشکست اما الان بهتر شده تو این قضیه اما به دلیل رفتارهای بد و منطقی نبودنش داداشم که با خانمش مشکل پیدا کرد مجبور به سکوت و تحمل خیلی مسائل شد که پدرم زندگی رو برای ما تلخ نکنه.اعتقادات خیلی جالبی نداره مثلا فکر میکنه اگه در حال و پذیرایی خانه قدم بزنه بهترین ورزش رو انجام داده و خیلی روی این قضیه پافشاری میکنه که درست فکر میکنم.ممنون میشم راهنمایی کنید چون واقعا تحمل این رفتارها برامون سخت شده

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 21 خرداد 1395 ساعت: 11:29

صفحه بندی